close
تبلیغات در اینترنت
شعری از واقعه مرگ
کمی طاقت داشته باشید...

وادی ایمن

جایی برای احیای دل ها

امروز یکشنبه 01 مهر 1397 روز خوبی داشته باشید.

مکان تبلیغات شما
آخرین ارسالی های انجمن
درخواست مطلبمــــطالب درخـــواستی خودر را از طریق لینک زیر به گوش ما برسانید .
خبر نامه با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار مطالب و سایت ما با خبر شوید .
شعری از واقعه مرگ
شعری از واقعه مرگ

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام

بی نهایت خسته و افسرده ام

 

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 

روی من خروارها از خاک بود

وای، قبر من چه وحشتناک بود!

 

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود

 

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت

سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

 

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

 

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی

 

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

 

آمدند از راه نزدم دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک

 

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟

دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

 

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود

لرزه بر اندام من افتاده بود!

 

هر چه کردم سعی تا گویم جواب

سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

 

از سکوتم آن دو گشته خشمگین

رفت بالا گرزهای آتشین

 

قبر من پر گشته بود از نار و دود

بار دیگر با غضب پرسش نمود:

 

ای گنه کار سیه دل، بسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

 

گوئیا لب ها به هم چسبیده بود

گوش گویا نامشان نشنیده بود

 

نامهای خوبشان از یاد رفت

وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

برچسب ها : شعر مذهبی , پس از مرگ , گرز آتشین , شعر اخروی , عذاب قبر ,

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
  • پیشنهادی
  • پربازدید
  • جدید
  • نظرات

درباره سایت


سلام و عرض احترام. هدف از ثبت این وبلاگ(با موضوع مرگ و قیامت)، ذخیره اخروی و استفاבه معنوی و ماבے و نیز اهمیت طرح کرבלּ مبحث مرگ و تاثیر مطلوب یاב آלּ بر روے زندگے است. ضمنا کپے از مطالب نیز بلامانع است. و مایل به تباבل لینک با سایت هاے ارزشے هستم. یه خواهش و این که ما رو از בعاے خیرتوלּفراموش نکنید. ************ چنین نیست (که انساלּ میپندارב! او ایماלּ نمیآورב) تا موقعے که جاלּ به گلوگاهش رسد، و گفته شوב: «آیا کسے هست که (این بیمار را از مرگ) نجات בهد؟!» و به جدائے از בنیا یقین پیدا کند، و ساق پاها (از سختے جانداבלּ) به هم بپیچد! (آرے) בر آלּ روز مسیر همه بسوے (בاבگاه) پرورבگارت خواهد بوב! ./ 【سـورۀ قیـامـﭟ】************ ---حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرموند:دو چیز را هرگز فراموش نکن.خدا را/مرگ را.------

آمار سایت

  • کل مطالب : 143
  • کل نظرات : 92
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 11
  • بازدید امروز :50
  • باردید دیروز : 17
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 247
  • بازدید ماه : 705
  • بازدید سال : 3,441
  • بازدید کلی : 284,756
  • آرشیو

    لینک دوستان

    جستجو


    کدهای اختصاصی

    قرآن آنلاین

    صفحه خانگی کردن وبلاگ

    برای پخش موزیک وبلاگ, play کنید

    عضویت سریع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد