close
تبلیغات در اینترنت
زنده شدن یک عالم
کمی طاقت داشته باشید...

وادی ایمن

جایی برای احیای دل ها

امروز چهارشنبه 21 آذر 1397 روز خوبی داشته باشید.

مکان تبلیغات شما
آخرین ارسالی های انجمن
درخواست مطلبمــــطالب درخـــواستی خودر را از طریق لینک زیر به گوش ما برسانید .
خبر نامه با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار مطالب و سایت ما با خبر شوید .
زنده شدن یک عالم
زنده شدن یک عالم
آیت الله حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم و استاد حضرت امام بودند.مردی که از مراجع به نام زمان خویش بود.

اجازه دهید به عنوان هدیه، از داستان تولد ایشان که جالب است نقل کنیم و بعد ، میرویم سراغ ماجرای زنده شدن  این مرجع عالیقدر که از ارادتمندان شدید به سیدالشهدا بودند.

ماجرای تولد

 در کتاب سِر دلبران ، آقا شیخ عبدالکریم حائری (موسس حوزه ی علیمه قم) در مورد حالات پدرشان نوشته اند : پدر من ملاجعفر و کشاورز بود. او فرزنددار نمی شد . بعد از مدتها به ایشان می گویند که مشکل از همسر شماست . ایشان با خانم بیوه ای که دو تا بچه سید داشت ازدواج موقت کرد تا بچه دار بشود و بعد از خانم جدا بشود . ایشان وقتی به خانه ی این خانم می رفتند این دو تا بچه سید بودند و آنها مجبور بودند که این دو تا بچه را بیرون کنند و آنها اذیت می شدند . ملاجعفر خیلی ناراحت شد که چرا بخاطر میل نفسانی خودش این بچه سیدها را اذیت می کند . او به خدا می گوید که من بچه نمی خواهم و تسلیم تو می شوم . ایشان به این خانم محبت می کنند و بعد از ایشان جدا می شوند . بعد از مدتی خانم اول ایشان باردار می شوند  و حاج عبدالکریم حائری متولد شد. ایشان بچه ی بسیار شلوغ بودند و گاهی همسر ملا جعفر به ملاجعفر می گفته: بچه ای که به زور از خدا می گیری بهتر از این نمی شود. بعد ایشان تحت تکفل عمو و مادرشان به قم و نجف می روند و آیت الله می شوند . فرزندی که در تحت امر خدا بدنیا آمد موسس حوزه ی علمیه قم شد . 

ماجرای بازگشت این عالم از مرگ   در ادامه مطالب

هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند، اما باز هم می‌لرزیدم و آن‌گاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فرا گرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصله‌ای ندارم. از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیله‌ای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم.

کم کم علائم و نشانه‌های مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم، در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اطاق شدند و در دو طرف من قرا گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند: «پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد».

من که مرگ را در برابر دیدگانم می‌دیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم: «سرورم! من از مرگ نمی‌هراسم اما از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت، بسیار نگرانم، شما را به حرمت مادرت فاطمه(س) شفاعت مرا بکن تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آن‌گاه بروم».

شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم، فردی وارد شد و به آن دو فرشته گفت: «سیدالشهدا(ع) می‌فرماید: «شیخ، به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده‌ایم و تقاضا کرده‌ایم که عمر او را طولانی سازد و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است، او را رها کنید» و آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آن‌گاه هر سه با هم صعود کردند.

درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم، صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند، به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم، اما دریافتم که چشمانم بسته و بر صورتم پوشش کشیده‌اند، خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بسته‌اند، دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند: «گریه نکنید حرکت دارد» و آرام شدند، پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند.

اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند، کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم حسین(ع) بود.

 منبع: فرهنگ نیوز

برچسب ها : مرجع تقلید " حائری یزدی " موسس حوزه " سیدالشهدا " نده شدن ,

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
  • پیشنهادی
  • پربازدید
  • جدید
  • نظرات

درباره سایت


سلام و عرض احترام. هدف از ثبت این وبلاگ(با موضوع مرگ و قیامت)، ذخیره اخروی و استفاבه معنوی و ماבے و نیز اهمیت طرح کرבלּ مبحث مرگ و تاثیر مطلوب یاב آלּ بر روے زندگے است. ضمنا کپے از مطالب نیز بلامانع است. و مایل به تباבل لینک با سایت هاے ارزشے هستم. یه خواهش و این که ما رو از בعاے خیرتوלּفراموش نکنید. ************ چنین نیست (که انساלּ میپندارב! او ایماלּ نمیآورב) تا موقعے که جاלּ به گلوگاهش رسد، و گفته شوב: «آیا کسے هست که (این بیمار را از مرگ) نجات בهد؟!» و به جدائے از בنیا یقین پیدا کند، و ساق پاها (از سختے جانداבלּ) به هم بپیچد! (آرے) בر آלּ روز مسیر همه بسوے (בاבگاه) پرورבگارت خواهد بوב! ./ 【سـورۀ قیـامـﭟ】************ ---حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرموند:دو چیز را هرگز فراموش نکن.خدا را/مرگ را.------

آمار سایت

  • کل مطالب : 143
  • کل نظرات : 92
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 11
  • بازدید امروز :73
  • باردید دیروز : 16
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 119
  • بازدید ماه : 391
  • بازدید سال : 7,039
  • بازدید کلی : 288,354
  • آرشیو

    لینک دوستان

    جستجو


    کدهای اختصاصی

    قرآن آنلاین

    صفحه خانگی کردن وبلاگ

    برای پخش موزیک وبلاگ, play کنید

    عضویت سریع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد